داستان شب با خاله | شاه وب

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان شب با خاله

داستان شب با خاله

داستان شب با خاله
 

1 . شب حادثه ( داستان واقعی از زندگیم) – بهارانه
‎شب حادثه در منزل خاله جون در روستا میهمان بودیم . یک دختر خاله داشتم که 14 سال ازدواج garche200.parsiblog.com/…/شب+حادثه+(+داستان+واقعي+از+زندگيم)/کرده بودند اما صاحب فرزند نشده بودند . آن شب دختر خاله ام به نزد مامانم آمد و با کلی
خواهش و التماس ،. درخواست نمود تا مرا به خانه خویش ببرد. مامانم اجازه. داد ولی من از رفتن
دوری می کردم و دوست نداشتم بروم . تا اینکه مامانم مرا در آغوش گرفت. و بوسه ای بر روی

 

2 . یواشکی های ما – داستان سهیلا 3
‎داستان سهیلا 3. متین خوشحال بود که رفته بودند. گفت حالا دو نفری میریم بیرون hamehma.blogfa.com/post/10لباسای خودم و متین و پوشوندم. دستشو گرفتم و با هم از ویلا زدیم بیرون. یکم که
پیاده رفتیم رسیدیم به دریا … خاله ی متین دوتا پسر داشت که خیلی از شهروز خوش
قیافه تر و با کلاس تر بودن و اصلا به سمیه محل نمیذاشتند. سمیه هم بی وقفه تلاش
میکرد …
 

3 . شب زفــاف عمه جانم – خانم لورا
‎17 مه 2013 … شب زفــاف عمه جانم · داستان های زندگانی. عمه کوچکم در 38 سالگی ازدواج کرد.از خواهر missloraa.persianblog.ir/post/51های دیگر زیبا تر و با کلاس تر بود و همین باعث شده بود که در انتخاب … مادرم را
کناری کشاند و خواست که نرویم خانه تا مادر شوهر و خاله شوهر و زندایی شوهرش بروند و
آرام چیزهایی گفت و مادرم به صورتش سیلی کوچکی زد و شورا را خبر کرد.
 

4 . امیرعلی وخاله جون
‎با خالش حرف می زد امیر 19ساله خاله امیر26ساله بود امیرمحصل بود وخاله امیر به درسش amiralivakhalejon.blogfa.com/ادامه می دادهر. روز صبح که امیر از خواب بیدار می شد لحظه شماری می کرد که دوباره شب
بشه وبتونه با خالش حرف بزنه امیر. بدونه اینکه روحش خبر داشته باشه داشت پایه های
دلبستگی رو محکم می کرد وحتی نمی تونست فکرشو. بکنه که یه روز از خالش جدا
بشه …
 

5 . من و خاله فریبا | dastan2012
‎20 آگوست 2010 … اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند
داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با
این داستان این مجموعه…
 

6 . داستان كوتاه – داستان كوتاه: خاله (showing 1-5 of 5) – Goodreads
‎از همه بدتر پسرِ خاله بود كه وقتي خونه بود گلرخِ بيچاره اسير مي‌شد و نمي‌تونست https://www.goodreads.com/topic/show/79729پاشو از اتاق بيرون بذاره. ياد اون شب افتادم كه مهمون داشتيم و حسابي مشغول بوديم كه
خاله در زد و همه ساكت شدند. وقتي رفتم در رو باز كردم خاله شروع كرد به غر زدن كه ما
مي‌خوايم بخوابيم و شما سر و صدا مي‌كنيد. وقتي برگشتم داخل، همه با سكوت كشدارشون
نشون …
 

7 . باسلام – Ok
‎21 آگوست … باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و … و بابام
با داداشم رفته بودن دنبال كارشون منو تنهايي فرستادن خونه خاله خاله هم شوهرش رفته
بود سر كار و دختر كوچيكاش هم رفته بودن مدرسه همه هم شب برميگشتن …
 

8 . داستان من و دختر خاله مهسا(فرق داره با اون یکی) – بازی آنلاین
‎داستان من و دختر خاله مهسا من پرهامم ۲۴ سالمه من تو یه خانوده ثروتمند تو تهران بزرگ
شدم و از بچگی با ارشیا دوست بودم و رابطمون مثل دو تا برادر من برای قبول شدن …
ندیدمش تا حدود یک ماه اما من تو اون یک ماه همش بهش فکر میکردم و هر شب دعا میکردم
یکبار دیگه ببینمش آخه دلم خیلی براش تنگ شده بود و کارمو کشونده بود به …
 

9 . ss – Yahoo Groups
‎24 آوريل … سلام دوستان عزیز امروز میخوام داستان سکس خودم و خاله جونم رو بهتون بگم خوب https://groups.yahoo.com/neo/groups/viva…/98267من16سالمه و اون24و همیشه تو خونه راحت میگرده و همیشه هم شلوارهای بسیارچسبان … یک
شب رفتم پیشش خوابیدم همینکه خواستم برم سکس رو با لب هاش شروع کنم بلند شد و
رفت رو کاناپه خوابید تا اینکه یک شب شروع کردم با موهاش بازی کردن …
 

10 . سکس با خاله | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … شوهر خالم به دلیل اینکه راننده ماشین سنگین بود بعضی شبا خونه نبود و من میرفتم https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-با-خاله/پیشه خالم البته خالم 2 تا پسر و 1 دختر داره که یکی از پسراش هم سن منه داستان از
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS